همین طور ساکت بمون و گرنه دوباره همین بلا رو سرت در میارم. فقط دراز بکش و سعی کن نفس بکشی. تا جایی که می تونی نفست رو حبس کن و بعد به خودت بگو که باید نفس بکشی، که صورتت سیاه شده، که تخم چشم هات داره می زنه بیرون، که الآن دیگه می تونی نفس بکشی، ولی به این فکر کن که طناب پیچ روی صندلی داخل یه اتاق گاز کوچیک و تمیز توی سان کوئنتین نشستی، و وقتی می خوای اون نفس رو بدی داخل، با تموم توانت می جنگی که تنفسش نکنی، چیزی که گیرت میاد هوا نیست، گاز سیانوره. و این اون چیزیه که امروز توی ایالت ما بهش میگن اعدام انسان.