حس میکرد در مرکز دایرهای قرار دارد که مرگومیر چهارنعل و به اشکال متنوع از زمینوزمان بهسویش میتازد و همهٔ آدمهای قویای که میشناسد در برابر آن عین بادکنکْ نرم و توخالی و قابلاتساع بودند، یک اتساع نازک و آمادهٔ ترکیدن
کاربر ۳۸۷۶۰۰۹
۰
دز عطر بیابانهای دور، درههای عمیق و فلاتهای سوختهٔ پهناوری را میداد که آنها را پشتسر گذاشته بود.