گاهی هم آدم دلش تنگ میشود برای روزگارانی که در آن نزیسته است.
مثل من که امروز دلم تنگ شد برای یک روز آفتابی در فصل بهار یا تابستان چندین سال پیش از تولدم. نبودم آن روز... ولی میدانم که باید یکی از روزهای بهار یا تابستان بوده باشد که مادرم با یک لباس آستین کوتاه و دامنی تا روی زانو، توی حیاط خانهٔ خواهرش، دست به سینه و سهرخ ایستاده رو به دوربین و داییام از او عکس گرفته است. سالهایی که مادرم داشته دیپلم میگرفته و پدرم عزباوغلی بوده است.