دیروز امریکاییها به کتابفروشیام حمله کردند. هشت نفر مسلح به سلاحهایی که برای ترساندن مردی مثل من کافی بود، اما من توجهی نکردم. دو نفر کنارِ در ایستادند و بقیه در گوشه کنارکتابفروشی پراکنده شدند. شتابزده تفتیشی کردند. چند نفر همزمان سرِ اسلحهشان را به سمت من گرفته بودند. گروهبان از طریق یک مترجم از من پرسید: «اینجا زندگی میکنی؟» جواب دادم: «yes» گفت: «انگلیسی حرف میزنی؟» گفتم: «و چکی و فرانسوی.» به قفسهی کتابهای خارجی اشاره کردم. بعضی را ورق زد و بار دیگر پرسید: «چه کتابهایی میفروشی؟»
ـ هر کتابی که زیاد باشد و مشتری هم داشته باشد.
ـ کتابهای تروریستهارا چی؟
ـ تروریستها به کتاب نیاز ندارند.
ـ کتابهای ضدامریکایی؟
ـ نصف کتابهای دنیا ضد امریکاست.