جملات زیبا از متن کتاب تابستان با جسپر | طاقچه
تصویر جلد کتاب تابستان با جسپرsubscriptionAvailable

کتاب تابستان با جسپر

۴.۳(از ۷۷ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۹۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

بزرگ که بشی، می‌فهمی دنیا پُره از آدم‌های غمگین، آدم‌های مریض، آدم‌های مشکل داره. تو نمی‌تونی مشکل همه رو حل کنی. وقتی نمی‌تونی، مقصر نیستی
adriana
۴۹
می‌دونی، جالبه، وقتی یه چیز باورنکردنی چند بار اتفاق می‌افته، دیگه راحت باورش می‌کنی.»
Kara danvers
۳۰
در هر چیزی تَرکی هست. نور از همین تَرک‌هاست که وارد می‌شود
Nao~
۱۹
این قدرت موبایل چیز عجیبی بود. هر جا و مشغول هر کاری که بودم، وقتی پیامی می‌رسید، سیخ می‌نشستم و ضربان قلبم کمی بالا می‌رفت. توی دلم می‌گفتم یک نفر دارد به من فکر می‌کند.
Book
۱۲
ولی آخرسر نزدیک ظهر به این نتیجه می‌رسیدم که هر قدر هم با چشم‌های بسته توی رختخواب بمانم، مغزم دست از تلق‌تلوق کردن برنمی‌دارد، از کار نمی‌افتد، مدام غلت می‌زند و می‌خواهد بلند شود.
Book worm
۱۱
تنها راهی که برای فرار از خودم به ذهنم می‌رسید، این بود که وارد داستان زندگی یک نفر دیگر بشوم و از داستان خودم فاصله بگیرم. به جایی سفر کنم که دوستانم همدیگر را اذیت نمی‌کردند و برادرها غرق نمی‌شدند و خواهرها کتک نمی‌خوردند و پدر و مادرها نمی‌گذاشتند بروند، خوشگذرانی نمی‌کردند، سکوت نمی‌کردند. یا جایی که وقتی این‌جور چیزها اتفاق می‌افتاد، راه حلی داشتند.
Helia
۹
هر چیزی تَرَکی دارد نور از همین ترک‌هاست که وارد می‌شود.
:)💜
۸
بخشی از وجودم می‌خواست نظرم را عوض کنم، می‌خواست به چیزی که فکر می‌کردم، فکر نکنم. بخشی از وجودم تس را دوست داشت و می‌خواست برود پایین پله‌ها و بغلش کند و همه‌چیز را دوباره روبه‌راه کند. ولی نمی‌توانستم. جلوی جریان رودخانه را نمی‌شد گرفت. ما چیزی گران‌بها را گم کرده بودیم و می‌دانستیم دقیقاً کجاست، ولی معنایش این نبود که می‌توانیم برگردیم سراغش.
کرم کتاب🐛📗
۸
«رفتم پایین، مامانم توی نشیمن نشسته بود و موسیقی گوش می‌داد. بهش گفتم ناراحتم. گفت بعضی وقت‌ها جنگیدن با غُصه سخت‌تر از خود غُصه‌ست، چون نمی‌تونی شکستش بدی. این‌جور وقت‌ها، غُصه‌بازی می‌کنی. یعنی به خودت اجازه می‌دادی که غمگین باشی، که با غمگین بودن خودت مشکلی نداشته باشی.»
Zahra Movahedi
۷
اگر حوصلهٔ خنده و فریاد داشته باشی، زمان خوبی است. وگرنه، واقعاً مسخره است که بایستی وسط آن‌همه سروصدا، نگاه کنی و گوش کنی.
:)💜
۶
من دیگر مثل سابق عضو گروه نبودم. قبلاً بخشی از چیزی بودم، قطعه‌ای از یک پازل، حالا انگار تکه‌ای از من شکسته بود و دیگر با پازل جور درنمی‌آمدم.
Rusty lake
۴
همه‌چیز روبه‌راه نبود و من از تظاهر خسته شده بودم.
minnie
۴
وحشتناک بود، نمی‌دونستم چطور باید شرایطم رو عوض کنم. اصلاً نمی‌دونستم باید از کجا شروع کنم.
نیلوفر دریاچه
۴
از ته دل لبخند زدن حس خوبی داشت.
Book
۳
تنها جایی که واقعاً دلم می‌خواست باشم، همین‌جا بود، توی تختم، بین خواب و بیداری
f.nik
۳
«لیا، بزرگ که بشی، می‌فهمی دنیا پُره از آدم‌های غمگین، آدم‌های مریض، آدم‌های مشکل داره. تو نمی‌تونی مشکل همه رو حل کنی. وقتی نمی‌تونی، مقصر نیستی.»
نیلوفر دریاچه
۳
نمی‌دونم چرا. ولی هر چقدر هم بزرگ می‌شم، هیچی جای هری‌پاتر رو نمی‌گیره.
Book
۲
گاهی نمی‌توانی از شرّ احساسات بد رها شوی. گاهی مجبوری با خودت حملش کنی.
مارگارت
۲
جسپر به چشم‌هایم زل زد و گفت: «یه آدم‌هایی هم هستن که درست وقتی خیلی بهشون نیاز داری، این جاهای خالی رو پُر می‌کنن. جاهای خالی بزرگ. وقتی که خیلی برات مهمه. گاهی وقت‌ها یه آدم این‌طوری به تورم می‌خوره و حس ششمم بهم می‌گه که قراره با هم دوست بشیم. دوست واقعی. می‌دونی منظورم چیه؟»
daisy
۲
عجیب است، وقتی کمی گرمت است، کلافه می‌شوی، ولی وقتی خیس عرق می‌شوی، مشکلی نداری، به‌خصوص وقتی سخت مشغول کاری، یا می‌دوی، یا چیزی شبیه این. انگار وقتی عرق را با زحمت به دست می‌آوری، فرق دارد.
mohammadjavad ghanbari
۲
هر چیزی تَرَکی دارد نور از همین ترک‌هاست که وارد می‌شود. ـ لئونارد کوهن
Rusty lake
۲
اگه یه نفر حال و روزش بَده، معنی‌ش این نیست که نمی‌تونه باهوش یا مهربون باشه، یا اینکه تو نمی‌تونی دوستش داشته باشی.
Rusty lake
۲
ولی این‌طوری هم نباشه، اینکه دست‌رودست بذاری و منتظر بمونی تا یهو چیزی عوض بشه و همهٔ مشکلاتت رو حل کنه... احمقانه‌ست. مثل یه بچهٔ پنج‌ساله که قصهٔ پریان رو باور می‌کنه. یا به معجزه اعتقاد داره. بهتره آدم واقع‌بین باشه. بهتره واقعیت‌ها و قانون‌ها رو قبول کنی. مثل آدم‌بزرگ‌ها
نیلوفر دریاچه
۲
دلم می‌خواست بروم هاگوارتز یا نارنیا، جایی که چیزهای شکسته با جادو به حالت اولشان برمی‌گشتند. جایی که آرزو و معجون وجود داشت و همهٔ معماها جواب داشتند.
نیلوفر دریاچه
۲
ولی غم‌وغصه که مسابقه نیست
نیلوفر دریاچه
۲
هر چیزی تَرَکی دارد نور از همین ترک‌هاست که وارد می‌شود.
seyed
۱
وقتی یه چیز باورنکردنی چند بار اتفاق می‌افته، دیگه راحت باورش می‌کنی.
Book
۱
اون مثل... یه آشناست. یکی برای پر کردنِ جای خالی بقیه.»
f.nik
۱
یه آدم‌هایی هم هستن که درست وقتی خیلی بهشون نیاز داری، این جاهای خالی رو پُر می‌کنن. جاهای خالی بزرگ.
f.nik
۱
جسپر یادم آورده بود که چطور عادی باشم.
f.nik
۱