مکث میکند، در حالی که اشک توی چشمهای آبی براقش حلقه زده. «بعضیوقتها آدم فراموش میکنه. حالا یا چون مریض شده، مثل نانا، یا چون کوچولوتر از اونیه که چیزی یادش بمونه، مثل ایزی. حقیقت اینه که زندگی پر از داد و ستده. جزئیات محو میشن. یا حتی کاملاً پاک میشن. اما عشق هیچوقت از بین نمیره. توی قلبت جا خوش میکنه. عشق یه چیز همیشگیه.»