در تراژدی، نوعی سرکشی و «نه» گفتن وجود دارد که با خلقوخوی طبقهٔ متوسط جور درنمیآید. تراژدی از انفجار خشم حاصل میشود؛ این نوع ادبی به شرایط زندگی اعتراض میکند. تراژدی در ذات خود احتمالات بینظمی دارد، چراکه همهٔ نویسندگان تراژدی اندکی از روحیهٔ طغیان آنتیگون را در وجود خودشان دارند. گوته، اما، از بینظمی بیزار بود. او یکبار گفته بود که بیعدالتی را ترجیح میدهد، و منظورش از این سخن سنگدلانه حمایت از آرمانهای سیاسی واپسگرایان نبود، بلکه اشارهای بود به این باور که بیعدالتی امری گذرا و چارهپذیر است، حالآنکه بینظمی، نفس احتمال پیشرفت بشر را نابود میکند.