مسئلهٔ تحقیق پانوفسکی در این کتاب این است که آیا تقارن زمانی و مکانی معماری گوتیک با فلسفهٔ مدرسی امری تصادفی است یا ربط و نسبتی بین این سبک معماری و این شیوهٔ تفکر فلسفی برقرار است؟ و، در صورت اخیر، این ربط و نسبت به چه نوعی است؟ به زعم پانوفسکی، این ارتباط از جنس «توازیِ» صِرف این دو نیست، بلکه نوعی رابطهٔ حقیقی علّی و معلولی است که نه به صورت تأثیرات فردی و مستقیم، بلکه به صورت غیرمستقیم و به واسطهٔ آنچه او «پراکنش» میخواند روی داده است.