جمله از پیامبر هوشه است:
"وقتی بچه بودی من عاشقت بودم...
من بودم که بهات راه رفتن را آموختم، تو را در آغوش نگه داشتم...
من تو را روی مژههایم بزرگ کردم.
خم شدم و بهات غذا دادم.
چطور میتوانم ازت دست بکشم؟
وقتی کارآگاه باب گیلور دفتر آهرن را برای جستجوی زاچ وینترز ترک میکرد، چشمان هر دو مرد از اشک میدرخشید.