نگاهی به قصه و قصه‌گویی در ایران باستان | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

نگاهی به قصه و قصه‌گویی در ایران باستان

الگوهای قصه در ادبیات کلاسیک ایران

مجلۀ آزما

۱۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

صفحات «اتاق قصه» را از این شماره در مجله خواهیم داشت. دلیل اختصاص این صفحات به قصه این است که قصه خود زندگی است. قصه‌ی زندگی فردی و اجتماعی تک تک ما، قصه‌ی رویدادهای اجتماعی، قصه‌ی یک خاطره‌ی فردی یا جمعی، اساس یک فیلمنامه در سینما، بن مایه و اساس نمایشنامه‌ها در تئاتر و ادبیات که ریشه‌ی آن بر پایه‌ی قصه است، در همه‌ی اشکالش از رمان و داستان کوتاه تا شعر و داستان و ناداستان و شعر کودک همه بر پایه‌ی قصه شکل می‌گیرند و این همه دلیل کافیست برای آن که این صفحات دربرگیرنده‌ی این قصه‌ها و به طور مشخص با نام قصه شکل بگیرند. در این بخش هر بار همراه خواندن مطلبی در مورد قصه، به سراغ قصه‌های شما می‌رویم قصه‌ی ثبت یک لحظه در یک قاب، قصه‌ی نوشته شدن یک کتاب، قصه‌ی برخورد با یک شخصت فرهنگی و قصه‌ی تولد یک قصه.»

همه‌ی ملت‌ها قصه‌های شفاهی یعنی افسانه‌ها و اساطیر مختص خود را دارند، اما اندک ملت‌هایی در جهان اند که از گذشته‌ی چندین هزار ساله‌ی خود قصه‌هایی مکتوب داشته باشند. ایران از کشورهای قدیمی‌و متمدن دنیاست و تاریخ فرهنگی و تمدنی اش در طول هزاران سال تداوم داشته و هرگز متوقف نشده است. حدود سه هزار سال پیش در ایران قصه‌گویی کتبی شکل گرفت. در اوستا، گذشته از سرودهای ستایش ایزدان دین زردشتی، داستان‌هایی درباره‌ی قهرمان‌های آریایی ایران نوشته شده است، مثلا داستان‌های «آرش و سیاوش». البته مطالب اوستا درباره‌ی «آرش و سیاووش» بسیار ساده و کوتاه است و بعدها، در طول تاریخ، داستان‌های آرش و سیاوش بسیار مفصل شد.

در کتیبه‌های داریوش (کتیبه‌ی بیستون) داستانِ «سرکوب گئومات مغ به وسیله‌ی داریوش شاه» نیز درج شده است. همان طور که ابن ندیم در کتاب خود، الفهرست، می‌نویسد: «فارسیان اول، تصنیف کنندگان …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۳like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱۹۵ مجلهٔ آزما (پائیز ۱۴۰۴) منتشر شده است.