چه بهجاست در سالروز صدسالگی استاد ایرج افشار، یکی از عاشقان راستین و بیریا و بیتظاهر این سرزمین از ایران دوستی سخن گفتن.
به نظر من که نه روانشناسم نه جامعهشناس، دوست داشتن هنر است و ودیعهایست فراسویی که همچون فره در نهاد انسان جای میگیرد، همه چنین فرهای ندارند یا با کاربرد آن آشنا نیستند چون همهی ما با افرادی برخورد کردهایم که با دوست داشتن غریبهاند یا نمیدانند چگونه دوست داشته باشند.
همهی ما میدانیم که برخی علاقهها غریزی است مانند عشق مادری و در برخی موارد عشق به محدوده زندگی. چنین دوست داشتنهایی چرا ندارد، چون فطری و غریزی است.
همیشه احساسات لطیف دیگری در کنار عشق غریزی رشد میکند و زندگی عاطفی ما را رونق میبخشند و دوست داشتنهای ما طیف گسترده تری مییابد مانند محبتهای خانوادگی، علاقه به دوستان و اطرافیان و به زادگاه و میهن. دنیای عاطفی دنیای زیبایی است و به عبارت دیگر ما را از زندگی روزمره عادی به سوی دنیای لطیف تری رهنمون میشود.
اما به نظر من در مسائل عاطفی نمیتوان واژه باید را به کار برد. عاطفه و علاقه و عشق و دوست داشتن واقعی اجبار نمیپذیرد.
نمیتوان به کسی گفت تو باید این شخص، …