رمان کوتاه «یادداشتهای روزانهی آدمکش احساساتی» نوشتهی لوییس سِپولوِدا روایت آخرین روزهای کاری یک آدمکش حرفهای در قالبی شبیه به یادداشتهای روزانه است. این رمان در مجموعه کتابهای جیبی نشر نیلا با ترجمهی مهدی فتوحی از زبانِ اسپانیایی منتشر شده است. و یکی از معدود رمانهای پلیسی- جنایی است که همزمان با حفظ زبان مکانیکی ذهن قاتل، موفق میشود احساسات او را با شدیدترین حالت ممکن به خواننده منتقل کند؛ خوانندهای که با پیچیدگیهای جهان امروزی و ارتباطات غریبی که از دل همین جهان پدید میآیند ناآشنا نیست.

لوییس سِپولوِدا
لوییس سپولودا از معترضانِ دوران کودتای پینوشه در سال ۱۹۷۳ در شیلی و از مدافعان سالوادور آلِنده بود. سالهایی را در زندان و زیر شکنجه و در تبعید گذراند و سرانجام از طریق فرار به چند کشور آمریکای لاتین سر از اکوآدور درآورد. او طی این گریزها و زندگی در چند کشور آمریکای لاتین، محیط این بخش از قارهی آمریکا را چون عرصهای از تنوع فرهنگهای بومیکشف کرد و مارکسیسم را برای درک و تاثیرگذاری بر آن نابسنده یافت و به فعالیت ادبی در کنارِ همکاری با سازمانهای فرهنگی و مردمنهادِ بومیو کوشش برای توسعهی سوادآموزی روستاییان در این کشورها پرداخت. شهرتش در مقام نویسنده مدیون رمان «پیرمردی که داستانهای عاشقانه میخواند» است که برندهی جوایز متعددی شد و در سال ۲۰۰۲ فیلمیاز روی آن به کارگردانی رالف دههیر ساخته شد. سپولودا در آغاز ماه مارس ۲۰۲۰ در پرتغال به عنوان نخستین مورد ابتلا به ویروس کووید-۱۹ در شهر محل زندگیاش شناسایی شد و در شانزدهم آوریل بر اثر این بیماری درگذشت.
