آدمها خمیازه میکشند و لباسها روی بند میلرزند.
گوستاو فلوبر (تربیت احساس )
مردمان دنیا دو دستهاند، خاورمیانه و باقی دنیا. دستهی دوم جنگ را از فاصلهای امن تماشا میکنند، و همزمان که آن را محکوم میکنند و بیانیههای صلحآمیز میدهند، قوانین ضدمهاجرتی تصویب میکنند و بهروزترین فناوریها را درخدمت ادامهی همان جنگ به کار میگیرند.
«سلام مهسا جون، حالت چطوره؟ خوبی؟ از خانواده چه خبر؟ از پسرت؟»
دلشورهی شب دوم جنگ تا سپیدهدم دوام آورد؛ مثل مهی که از پنجره به اتاق خزیده باشد. با آنکه مدتی بود از عادت صبحگاهیِ سرک کشیدن به اخبار رها شده بودم، دستم بیاراده بهسمت گوشی رفت. تصویر دستنوشتهای از تازهعروس و دامادی بالا آمد که پیش از ترک منزلشان روی تکه کاغذی این را نوشته بودند: «در این لحظه که داریم خونه رو به نیت مدتی کوتاه ترک میکنیم آرزو میکنم کسی که این نوشته را برمیدارد دوباره خودمان باشیم.» راهکار فرار ذهن از عذاب وجدانِ زیستن در امنیت، بازنمایی تصاویر سقفهای فرو ریخته، دیوارهای از همشکافته، فرشهای …