«یوسف آتیلگان (۲۷ ژوئن ۱۹۲۱، مانیسا - ۹ اکتبر ۱۹۸۹، استانبول) یک رماننویس و درامنویس ترک بود که بیشتر به خاطر رمانهایش آیلاک آدام (لوتر) و آنایورت اتلی (هتل مادری) شناخته می شود. او یکی از پیشگامان رمان مدرن ترکیه است. رمانهای او سبک روانشناختی داشتند و به درون مضامینی مانند تنهایی و معنای زندگی میپرداختند.»
از وقتی که خودم را شناختم، با چهار مرغ دیگر و یک خروس، همیشه در این حیاط تنگ بودهایم. اطرافمان را ساختمانها و دیوارهایی گرفته که به چشم من خیلی بلند هستند. حیاط دو در دارد. یکی به کوچه باز میشود و پر از ماشینها، آدمهایی که میآیند و میروند، و صداهایی است که هم من را میترساند و هم کنجکاو میکند. هیچوقت ندیدم این در باز شود. پشتش یک کندهی بزرگ بلوط تکیه دادهاند. در دیگر، طرف ساختمانها است. روزی دو، سه بار باز میشود، زن جوانی میآید، برایمان دانه میریزد و عصرها، ما را توی قفس برمیگرداند. قفس کوچک است، اما جا میشویم. یکی از شبها با صدای ماشینی که از بیرون میگذشت، بیدار شدم. قفس میلرزد، میترسیم، صداهای وحشتناک از خودمان درمیآوریم. حتی خروس قلدر هم که تمام روز ما را دنبال میکند، میترسد، میدانم این خروس را دوست ندارم. همهی ما از او وحشت داریم. نزدیک صبح، با صدای نازک، آوازی دردناک میخواند. صدای خروسهای دیگر هم از دوردست میآید. این صداها به گوشم، زیباتر و شیرینتر است. همیشه در این فکرم که این خروسهای دیگر چگونهاند، …