«ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشههامیشد با خودش ببرد هرکجا که خواست ... .»- این حکایت تکتک انسانهای این کرهی خاکی است که روزی،جایی، لحظهای و به دلیلی جلایِِ وطن میکنند؛ اما همواره ریشههایشان در خاک وطن میماند. «مهاجرت» موضوعی است که هنر، به شکلهای مختلف به آن پرداخته؛ چرا که یکی از تروماهای انسانی است. «کلر اتکینز» نیز در کتاب «بین ما» جامعهی دستخوش تغییر استرالیا را مورد بررسی قرار داده؛ جامعهای که با حضور پناهجویان- مهاجران رنگ تازهای به خود گرفته است. او زندگی چند پناهجو از ملیتهای مختلف را دستمایهی داستان خود قرار داده که اتفاقا یکی از آنهادختری ایرانی است. سایت ادبی Blackincbooks دربارهی کتاب «میان ما» با «کلر اتکیز»- نویسندهی کتاب- گفتوگو کرده که میخوانید.

چه دلیلی باعث شد که زندگی اسفبار پناهجویان را به عشق میان دو نوجوان در یکی از اردوگاههاپیوند بزنید؟
نخست اینکه، چه کسی علاقهمند به شنیدن یک روایت عاشقانه نیست؟ اما جدیتر از این مساله، آرزو یا هدف اصلی من استفاده از یک داستان شخصی و شخصیتمحور برای کشف نگرش ِ درحال تغییر استرالیا به مهاجرت، پناهجویان و مسالهی چندفرهنگی شدن جامعه بود. پدرم ویتنامی و مادرم استرالیایی است. همیشه احساس میکردم «دربین فرهنگها»، زندگی کردم. بنابراین مشتاق کشف این شیوهی زندگی بودم. «جونو» و«آناهیتا» یا «آنا» هر دو ساکن استرالیا هستند. جونو، پسر یک مهاجر ویتنامی است اما خود را کاملا استرالیایی میداند زندگی آنا در بلاتکلیفی است. …