بلقیس سلیمانی نیاز به معرفی ندارد، بانوی نویسندهای که دغدغهی زنان و زندگی و جایگاهشان بخش عمدهی محتوای آثار او را تشکیل میدهند، او قبلا خود منتقد ادبی بود بوده و شاید موفقیتاش در عرصه داستاننویسی را مدیون همین نگاه نقادانه است. کتاب جدید او «نشان کرده» اواخر سال گذشته منتشر شد. این مصاحبه نیز همان زمان انجام شد، و شما آن را در این شماره میخوانید.

همیشه به زنانهنویسی معترف بودهاید و میگویید من از آن چه میشناسم مینویسم هرچند که بسیاری از شخصیتهای مرد نیز در آثار شما با ابعاد مختلف شخصیتی و دیالوگهای کاملا مردانه به خوبی تصویر شدهاند، فقط انگار همیشه کفهی ترازوی داستانهایتان به سمت زنها سنگینتر است و نقش آنها پررنگتر، در این مورد توضیح میدهید.
زنان در گفتمان مسلط مردسالارانهی ایران (بلکه جهان)، در سکوت و فراموشی برای قرنها رها شدهاند و از قضا جامعهی مردسالار این سکوت را حمل بر خودمهتری و زن کهتری پنداشته و در جواب هر اعتراضی پرسیده است: پس چرا ما زن دانشمند، فیلسوف، نویسنده و ... نداریم؟ نداریم چون زنان زبان بریده و لال، رنجهایشان را با خودشان به گور بردهاند. چون کلمه برای گفتن و قلم برای نوشتن نداشتهاند. نباید میداشتند. در تنازع قدرت و سلطه، آن که کلمه دارد و قلم، پیروز این میدان است و پیروز میدان جز در لحظاتی از آن چینخوردگیهای تاریخی که به هزار زحمت به دید میآیند، مردان بودهاند. برای این که بدانیم زنان بالذات فاقد فکر و ابتکار و عمل نبودهاند، باید در شکافها، حفرهها و چینخوردگیهای تاریخ به دنبال آنها بگردیم. فیالمثل در جستجوی چند و چون شورشهای دورهی قاجار ناگهان درمییابیم یک زینب پاشایی هم در تبریز بوده که با همراه کردن زنان تبریزی در …