کلمه‌ها جای خود را پیدا می‌کنند | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

کلمه‌ها جای خود را پیدا می‌کنند

با جهان داستانی و نگاه عدنیه شبلی به کلمه‌ها و زاویه‌ی دید او در روایت، گفتگو با عدنیه شبلی

مجلۀ آزما

۱۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark

«تنها جنبنده، همان سراب بود.تپه‌های لَخت، یکی بر فراز دیگری، سر به آسمان کشید و زیرِ وزن سرابِ لرزان، خاموش بودند»...این نخستین جمله‌های کتاب «جزئیات جزئی یا کم‌اهمیت» است. «عَدَنیه شبلی» یا «آدنیا شبلی» نویسنده‌ی جزئیات و رنج. انگار ذره‌بینی به دست دارد و تا عمق هر ماجرا نفوذ می‌کند؛ تا عمق فکر و روح آدم‌ها. شاید این روایت‌گری ریشه در مزرعه‌ی بادام و زیتون خانواده‌اش در فلسطین دارد؛ جایی که بذرها باید درست ریشه بدوانند تا ماندگار و بارور شوند. او در کتاب «جزئیات جزئی یا جزئیات کم اهمیت» که به اسم «برداشت دوم» نیز در ایران توسط نشر هرمس به‌تازگی ترجمه و منتشر شده، به ریزبینانه‌ترین شکل ممکن، روایت یک رنج را از ابتدا تا انتها بیان می‌کند؛ تا انتهایِ سرگردانی و جستجوگری یک انسان؛ یک زن. برای اینکه با ویژگی‌های قلم او بیشتر آشنا شوید، در ادامه‌ گفتگوی سایت ادبی BOMB با این داستان‌نویس را می‌خوانید؛ گفتگویی درباره‌ی نگاهش در انتخاب کلمات، بستر روایت و نحوه‌ی پیش‌برد داستان. گفتگو توسط «میریلیا یوچائو/ نویسنده استرالیایی» [۱] انجام شده است.

عکس یک زن

در رمان «جزئیات جزئی یا جزئیات کم ‌اهمیت» [۲] با بسترسازی خاص روبرو هستیم؛ بستری شبیه به حرکت مخاطب روی تصویرهایی سست و شناور و درعین حال به لحاظ ساختاری محکم. یادآوری این نکته که گذشته بر حال سایه افکنده و رهایش نمی‌کند. روایت جزئی‌ترین اتفاقات یک حادثه که بستر آن ریگ‌های روانِ صحرایِ «نقب»... دوازده سال روی نوشتن کتاب «جزئیات جزئی» زمان گذاشتید. نقطه‌ی شروع رمان در ذهن شما زبان و شکلِ بیان بود؟ نحوه‌ی روایت داستان و سایه‌- روشن‌ها و تضادهای شخصیت‌ها از ابتدا برای شما روشن بود؟

«سکوتِ زبان»؛ نقطه‌ی شروع رمان در ذهن من سکوت زبان و بیان درد بود. …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱۸۹ مجلهٔ آزما (بهار ۱۴۰۴) منتشر شده است.