«سیسیلیا آهرن، زادهی ۳۰ سپتامبر ۱۹۸۱، رمان نویس ایرلندی است. آهرن در دوبلین به دنیا آمد و بزرگ شد. او در گریفیث کالج دوبلین در رشتههای روزنامهنگاری و ارتباطات رسانه تحصیل کرد و به خاطر پیگیری حرفهی نویسندگی به صورت تمام وقت، تحصیلات خود برای گرفتن مدرک کارشناسی ارشد را کنار گذاشت. اولین اثر آهرن در سال ۲۰۰۴ به چاپ رسید. سیسیلیا آهرن به همراه همسر و دو فرزندش در شهر مالاهاید ایرلند زندگی میکند.. آهرن در ایران نام شناختهشدهای است و بسیاری از آثارش به فارسی ترجمه و منتشر شده.»
هر سال نگاهشان میکنم. هر سال تغییراتشان را میبینم؛ میبینم که چهطور تکتک روزها و فصلها به سهم خود، زبان آنها را نرمتر کرده است. هر سال شواهد رنگ میبازند؛ اما کماکان قابل لمساند. اگر از نزدیک به حاشیهها نگاه کنی، به انحنایِ دهانهایی که لبخندشان زمانی بهزور درمیآمد، به شانههای رهایی که زمانی خمیده بودند و جاری شدن کلماتی که پیش از این به زبان نمیآمد. میبینی که مرزهایشان هر سال مانند اثر آفتاب صبحگاهی بر مجسمهی یخی روی چمن، محو میشود. اگر از نزدیکتر نگاه کنی، میبینی که جایی در میان سختی و ظاهر یخی مجسمه، قطره، قطره، قطره، صدای آب شدن پوستهی سختش به گوش میرسد. قطرهی یخی شفاف، بهقدری گرم شده که فرصت لغزیدن پیدا کرده؛ گرمایی که به آن میفهماند ذوب شدن، نقص نیست. او، زمانی حکم خورشید این خانواده را داشته است. سالی از پیِ سالی دیگر، دیدهام که چهطور سردی از میانشان رخت بربسته تا رسیدن به زمان حال که آنها را کنار هم و در پیلهی گرم و نرم کریسمس می بینم.
هر سال، با همان دستها از اتاق زیرشیروانیِ مملو از گُرد و غباری و تاریکی، بیرون کشیده میشوم، اما هر بار آن دستها احساس متفاوتی …