
خودِ بستن چنین سیستمی بهنظر بقیه یک خریت محض بود، اما وضعیتی که الآن دارم دیگر یک جنون خالص است.
سیستم صوت را مازیار بسته بود. مثلش توی تهران نیست. خودش آن را از روی یک فورد موستانگ در دبی باز کرده و ظاهراً چون صاحبش چندان راضی نبوده، مازیار خیلی بیشتر از قیمتش پول داده بود تا سیستمی که دیگر تولید نمیشود و مثلش نیست را برایم بیاورد؛ که آورد. اما معلوم نبود چرا وقتی ولوم را تا ته زیاد میکردم، ویزویز یک نویز روی مغزم راه میرفت و همین راهرفتن، من را به هر مغازهای که ممکن بود بتواند این نویز در ولوم زیاد را حل کند کشانده بود. خیلیها این سیستم را نمیشناختند. بعضیها هم که میشناختند جرئت نمیکردند بازش کنند و آنهایی هم که باز کردند و نگاه کردند، نتوانستند مشکل را حل کنند.
تکراریترین جمله برایم این است که: «خب اینقدر زیادش نکن». راست هم میگویند. فقط یکبار توی جادۀ …