
«صدای اذان پیچید توی بیمارستان. منوچهر حالت احترام گرفت. دستش را زد توی خونها که از آنژیوکت روی تشک ریخته بود و کشید به صورتش. پرسیدم: منوچهرجان چهکار میکنی؟ گفت: روی خون شهید وضو میگیرم. و دو رکعت نماز خواند...» (کتاب اینک شوکران ۱، صفحۀ ۸۹) این تصویری از لحظات آخر حضور منوچهر مدق در کنار خانواده است که دو رکعت نماز عشق را به وضوی خونِ خودش گرفت. سالها بهخاطر آنکه در جنگ هشتساله با عراق، شیمیایی شده بود با انواع سرطان دستوپنجه نرم کرد، اما کسی نالۀ او را نشنید و آذرماه ۱۳۷۹ رفت. عاشقانه زیست. نگاهش به زندگی مهربان بود و مسئولانه. افراد زیادی را دیدهام که …