سپیدی درون | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

سپیدی درون

مجله عین

۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark
سپیدی درون

نگاهم روی صفحهٔ مانیتور می‌دود. مشتاق دیدارم. دیداری که هر چند وقت یک ‌بار اتفاق می‌افتد. هر دفعه آن‌قدر با دقت میخ ظلمات درونم می‌شوم تا سپیدی‌اش کم‌کم نمایان شود. حیف یک‌طرفه است. کاش او هم مرا می‌دید. صفحه سیاه است، مثل همیشه. کم‌کم تصاویری جا خوش می‌کنند. دو رنگ سیاه‌وسفید روی مانیتور نقش می‌بندند. اشکالی که نشان می‌دهند، یک زندگی در جریان است.

خیلی فرق کرده. بی‌هیچ پرسشی می‌گذارم دکتر کارش را بکند. پلک زدنم نمی‌آید. نباید ثانیه‌ای را از دست بدهم. چطور آن‌همه سیاه است. نمی‌ترسد؟ من از تاریکی واهمه دارم. هیچ روزنه‌ای راه ورود …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱۰ مجلهٔ عین (زمستان ۱۴۰۴) منتشر شده است.