فاطمه سیاح؛ خدمتگزار صدیق علم و فرهنگ | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

فاطمه سیاح؛ خدمتگزار صدیق علم و فرهنگ

مجلۀ آزما

۱۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

هر جامعه ساختاری دارد و بستری را به وجود می‌آورد که کنش اجتماعی در آن صورت می‌گیرد. در گذشته، یکی از شایع‌ترین کارهای تاریخ‌نگاران، شرح حال‌نویسی بود. اما امروز تنها توصیف شرح حال یک فرد حائز اهمیت نیست بلکه بررسی و تحلیل تاثیر نهاد خانواده و به دنبال آن جامعه بر شکل‌گیری شخصیت‌ او مهم است و اینکه کنش آن فرد چه تاثیری بر فضای جامعه‌ی خود گذاشته است.

فاطمه سیاح، زنی اهل علم و دانش بود و ما برای توصیف و تفسیر شخصیت او که در دوران گذر از سنت به تجدد، در خانواده‌ای اهل علم در خارج از مرزهای ایران متولد شد، تحصیل کرد و بالید، باید به عناصری چون «ساختار» و «عاملیت» توجه کنیم تا دریابیم ساختار اجتماعی و فرهنگی چگونه در فرآیند تبدیل او به چهره‌ی ماندگار عرصه‌ی علم و بیداری زنان ایرانی مؤثر بوده است.از سوی دیگر، اراده و انتخاب او به عنوان یک کنش‌گر فعال و زندگی و تحصیل در روسیه تا چه حد دخیل بوده و سرانجام بانو سیاح چه تاثیری بر ساختار جامعه ایران گذاشته است.

بر اساس نظریه‌ی ساختارگرایی گیدنز، زنان ایرانی در دوره‌ی سنت به عنوان کنشگران فردی نقشی در ساخت و اصلاح ساختار نداشتند و تحت تاثیر ساخت‌ها عمل می‌کردند و استعدادها و توانایی آنان منفعل و بی‌کنش بود. اما در جریان جنبش مشروطه‌خواهی، حضور یافتند و به مخالفت با نظام استبدادی برخاستند. اما با وجود حمایت، تغییری بنیادی در وضعیت این قشر به وجود نیاورد و آرزوهای آنان را به یأس تبدیل کرد. زیرا در مجلس اول شورای ملی، همچنان زنان از حق رأی و مشارکت در قدرت سیاسی محروم ماندند. در این راستا، زنان تجددطلب ساختار جامعه‌ی مردسالار و سنت‌گرا را به چالش طلبیدند. «اتحادیه غیبی نسوان» به عنوان تنها تشکل سیاسی زنان در دوره‌ی اول مجلس شورای ملی، از …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۱۸۷ مجلهٔ آزما (زمستان ۱۴۰۳) منتشر شده است.