
«من چقدر خوشبختم ماریا! آیا ممکن است؟ آنچه در وجودم پر میزند از جنس شادی دلدادگی است. واقعیت این است که طعم با تو بودن طعمی است بین اضطراب و خوشبختی.»
آلبر کامو را با نوشتههایش و فعالیتهای سیاسی و روشنفکری میشناسند؛ اما نام ماریا کاسارس تا چند سال پیش برای بسیاری ناآشنا بود. انتشار مجموعه نامههای میان این دو بخشی از یک زندگی عاشقانهی مدفون را به سطح آورد که عمق آن حتی برای مطلعان از این رابطه ناشناخته بود.
آشنایی با ماریا کاسارس
آلبر کامو و ماریا کاسارس اولین بار ۶ ژوئن ۱۹۴۴ با هم آشنا شدند. ماریا بازیگری اهل اسپانیا بود. پدرش وزیر کابینه در جمهوریای بود که فرانکو علیه آن کودتا کرد و آنها به فرانسه گریخته بودند. کامو نیز در ۱۹۴۰ از الجزایر به فرانسه تبعید شده و در آستانهی حمله نازیها به آنجا رسیده بود. این آشنایی ابتدایی بر سر اجرای نمایشنامهی کامو با عنوان «سوءتفاهم» پا گرفت که در پاریس روی صحنه میرفت. آن زمان کاسارس ۲۱ سال و کامو ۳۰ سال داشت. این در حالی بود که کامو با زنی به نام فرانسین فور ازدواج کرده و مدتی بود به اجبار جنگ از هم جدا افتاده بودند. رابطهی کامو و کاسارس موقتاً در همان سال ۱۹۴۴ پس از سه ماه به پایان رسید؛ زیرا کامو متأهل بود و ماریا هم سر سازگاری با چنین موضوعی نداشت. کامو نمیتوانست به ترک همسرش فکر کند و وقتی فرانسین توانست به پاریس نزد او بازگردد، کامو جدایی از ماریا را پذیرفت و به او نوشت از این به بعد «سعی خواهم کرد فرانسین را خوشحال کنم.»

تصویر آلبر کامو و ماریا کاسارس
فرانسین فور؛ زن دیگر آلبر کامو
کامو در بیستسالگی با سیمون هیه وارد رابطه شد، در ۱۶ ژوئن ۱۹۳۴ با او ازدواج کرد و در ۱۹۳۶ جدا شد. فرانسین فور همسر دوم او، اهل فرانسه، ریاضیدان …