
آیا این احساس را داشتهاید که وقتی کتابی میخوانید به نظر میرسد نویسنده با شما بازی میکند؟ مثلاً در نحوهی روایت داستان دستکاری میکند یا شخصیتهایش میدانند که در کتاب هستند. این گونهی ادبیات داستانی که پستمدرن نامیده میشود از دل تحولات قرن بیستم شکل گرفت. در این یادداشت از بلاگ طاقچه، با ادبیات پستمدرن، ویژگیهای آن و تفاوتش با ادبیات مدرن آشنا میشوید. اشارهای به دستهبندی رمانهای پستمدرن میآید و در پایان، چند کتاب معرفی میشود.
ادبیات پستمدرن چیست؟
پستمدرن اصطلاحی است که تنها به ادبیات اطلاق نمیشود. فلسفه، معماری و نظریههای تاریخی اشکالی از پستمدرنیسم هستند. آنچه ادبیات پستمدرن نامیده میشود بهطور دقیق پس از جنگ جهانی دوم به وجود آمد. پستمدرنیسم ادبی یکی از پاسخها به بحران بیمعنایی بود که پیشتر آغاز و با این جنگها تشدید شده بود و نیز موضوع پیشرفت، فناوری، مصرفگرایی و بیاعتمادی به کلانروایتها. این ادبیات نمایانگر گسست از واقعگرایی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در پرورش شخصیتهای داستان است. در ادبیات پستمدرن دستیابی به نظم و معنا بعید میشود، برداشتهای ما را از آنچه باید ادبیات باشد به چالش میکشد و واکنشی است علیه فرمها و ایدههای تثبیتشده که اغلب یا به سخره میگیرد یا وارونه میکند. مثالی وجود دارد که میگوید یک قلعهی شنی را تصور کنید که در حال ساختش هستید، بهجای طرح مشخص، انواع سبکهای معماری را در هم ترکیب میکنید، دیوارها را به شکل عجیبی منحنی میکنید و شاید برای سرگرمی یک اژدها هم روی آن قرار دهید. این چیزی شبیه ادبیات پستمدرن است؛ زیرا نویسندگانش میخواهند «روشی تازه برای نگاه به جهان» ارائه دهند. برخلاف ادبیات مدرنیستی که مردم در …