
همهی ما ممکن است قصههایی را که در دوران کودکی برایمان تعریف میکردهاند به یاد بیاوریم. قصههای هیجانانگیزی که گاهی آنقدر طولانی بود که چند تکهاش میکردند و هر بار بخشی از آن را روایت میکردند. شنیدن این قصهها در شب لطف دیگری داشت، اصلاً انگار قصه را فقط باید شبهنگام شنید؛ شبهای یلدا، شبها موقع خواب. داستانهای هزار و یک شب هم همانطور که در عنوانش هست، شهرزاد قصهگو در شب برای پادشاه تعریف میکرده است. شهرزادی که به این ترتیب میتواند جان خود و دیگر زنان سرزمینش را نجات دهد و در قلمرو خود، یعنی شب، بر پادشاه پیروز شود. در یادداشت پیشِ رو از وبلاگ طاقچه، میخواهیم از کتاب جذاب و خواندنی هزار و یک شب و ساختار داستانی و نقدهایی که در باب آن نوشتهاند و ویژگیهای خاص آن سخن بگوییم.
معرفی مختصر کتاب هزار و یک شب
گفته میشود اصل کتاب هزار و یک شب مجموعه داستانی با نام هزار افسان در عهد ساسانیان بوده که از هندی به فارسی برگردانده شده، سپس در حدود قرن سوم هجری به عربی ترجمه شده. جالب است بدانیم که هزار و یک شب فقط یک عدد است، اما بعضی از خوانندگان بهدنبال واقعاً هزار و یک داستان در این کتاب میگشتهاند و با شمردن آنها و هزار و یک قصه را نیافتن، آن را ناقص میپنداشتهاند.
کتاب هزار و یک شب که فاقد یک مؤلف مشخص است، به جغرافیای متنوعی از هند و ایران و عراق و عربستان و مصر و فلسطین و با تردید ترکیه و حتی یونان تعلق دارد که بهشکلی ابتدایی و عامیانه و با زبان محاورهای نوشته شده است. همین گوناگونی و تنوع در نوع قصهها و محتوای آنها هم اثر گذاشته است. بعضی قصهها محتوایی غنایی و عاشقانه دارند و زندگی درباری در آن جاری است؛ بعضی دیگر تخیلی و وهمناکاند و در آن از جنّ و پری و …