معرفی و دانلود کتاب عزیز خانوم pdf + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب عزیز خانوم

کتاب عزیز خانوم

طرحی از یک زندگی به روایت کبری حسین‌زاده حلاج مادر شهیدان محسن، جواد، علی‌اصغر و محمدرضا بارفروش

۴.۳(از ۲۱ امتیاز)
نوع کتاب

معرفی کتاب عزیز خانوم

کتاب عزیز خانوم نوشته فاطمه جعفری، زندگی و خاطرات کبری حسین زاده حلاج از زنان انقلابی کاشان و مادر شهیدان محسن، جواد، علی اصغر و محمدرضا بارفروش است.

درباره کتاب عزیز خانوم

عزیز خانم داستان یکی از زنان انقلابی کاشان است. زنانی که مانند مردان و دوشادوش آنان در جنگ‌ها شرکت کردند و برای پیروزی و موفقیت ایران حاضر شدند از همه چیزشان بگذرند. مال و جان، همسر و فرزند. فرزند که عزیزترین کس است و پاره تن و از چشم عزیزتر و محبوب‌تر. اما چون همیشه در پس پرده‌ای پنهان بودند هیچکس به ارزش کارها و فعالیت‌های آنان پی نبرد و هیچگاه هم به طور شایسته از آنان تجلیل نشد. 

فاطمه جعفری به سراغ عزیز خانوم رفته است. زنی که چهار شهید را به ایران تقدیم کرد. چهار پسر او، محسن، جواد، علی اصغر و محمدرضا بارفروش شهید شدند و او در این کتاب از زندگی خود، از همان لحظه تولدش می‌گوید و سرنوشتی را بیان می‌کند که برای او این افتخار را فراهم کرد. مادر چهار شهید بودن.

کتاب عزیز خانوم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به مطالعه زندگی و خاطرات رزمندگان و شهدا را به خواندن کتاب عزیز خانوم دعوت می‌کنیم.

بخشی از کتاب عزیز خانوم

چند تا از همسایه‌ها درویش بودند و دوشنبه‌ها جلسه داشتند؛ یک جور مراسم خاص مثل دعا خواندن. مادرم همیشه می‌گفت: «هیچ کس اجازه نداره بره نزدیک اتاق درویش ها.» ماه رمضان همسایه‌ها سفره و سماور و بساط افطار را دم ایوان پهن می کردند و هرکس با بچه‌های خودش می نشست دور سفره. گاهی هم همە همسایه ها دور یک سفره جمع می‌شدیم. هفت تا خواهر بودیم؛ ربابه، کبری، معصومه، فاطمه، زهرا، طاهره و صدیقه. من دومی بودم و  بیست مرداد ۱۳۲۳ به دنیا آمدم. شناسنامه‌های قدیم خیلی دقیق نیستند، شاید یکی دو سال جابه جا باشد. بعد از بیست سال خدا به م یک برادر داد، محمد. آن روزها دختر بر نداشت و مردم به پسرها بیشتر توجه می‌کردند؛ ولی برای پدرم دختر و پسر فرقی نداشت و می‌گفت: «هرجور خدا صلاح بدونه من راضی‌ام.»

آقام معروف بود به «شیخ حسین.» سواد قرآنی داشت و ماه رمضان در هیئت موسی بن جعفر (ع) گذر محله قاری قرآن بود. بعضی وقت ها که دل شب از خواب بیدار می‌شدم، مشغول خواندن نماز شب بود. این نماز خواندن تا آخر عمرش ادامه داشت. شب‌های جمعه بچه ها را دور خودش ْجمع می‌کرد و می‌گفت: «بیاید دور هم دعای کمیل بخونیم.» کارگر کارخانە  ریسندگی میدان ۱۵ خرداد بود. ماه رمضان برای اینکه به هیئت برسد پستش را عوض می‌کرد. همیشه برای خواندن نماز پشت سر آقای یثربی به مسجد می‌رفت و در خانه هم نماز قضایی می‌گرفت و می‌خواند. یک روز آقامیرسیدعلی یثربی به همراه پدرم آمده بودند خانه. وقتی فهمیدند در خانە ما عده‌ای درویش زندگی می‌کنند به پدرم گفته بودند: «شیخ حسین، سریع خونه‌ت رو بفروش و از اینجا برو.»

حرف آقای یثربی برای پدرم حجت بود. چون و چرایی نیاورد و یک هفته بعد، از آن خانه رفتیم. چرخ نخ ریسی داشت و زمانی که در خانه بود با پنبه نخ درست می کرد. دستگاه زیلوبافی هم داشتیم که آقام با آن زیلو کار می کرد. فامیلی را روی شغلی که داشتند انتخاب می کردند. پدرم «حسین زاده حلاج» را انتخاب کرده بود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب عزیز خانوم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابعزیز خانوم
عنوان دیگرطرحی از یک زندگی به روایت کبری حسین‌زاده حلاج مادر شهیدان محسن، جواد، علی‌اصغر و محمدرضا بارفروش
موضوعدفاع مقدس، خاطرات، زندگی‌نامه
نویسندهفاطمه جعفری
انتشاراتانتشارات راهیار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۱۱/۲۷
فرمت کتابPDF
شابک۹۷۸۶۲۲۶۶۸۹۸۶۱
تعداد صفحه‌ها۱۱۲ صفحه
قیمت کتاب۱۵۰۰۰ تومان