در بدترین شرایط ممکن اسیر باش
اما همیشه مرد بمان و دلیر باش
این انتظار اگرچه زیاد است، دخترم!
از کودکی گذر کن و امروز پیر باش
بالا بگیر سر که ببینند سروران
حاجت به نان منتشان نیست؛ سیر باش
یک چند مثل کودک چوپان ـ که بودهام ـ
قانع به آب چشمه و نان و پنیر باش
هنگام گریه مثل همین دوش آب سرد
مصداق سربلندی یک سربهزیر باش
حتی اگر که هیچ ندادند غیر سنگ
آزاده باش و کوه تحملپذیر باش
روزی اگر که چاره به غیر از قفس نبود
طوطی نباش و نعره بزن؛ ماده شیر باش
دیگر به فکر نامۀ لطف کسی نمان
جایی که شاه نیست، عزیزم! فقیر باش