جملات زیبا از متن کتاب توکل؛ ضابطه حرکت بر صراط مستقیم | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب توکل؛ ضابطه حرکت بر صراط مستقیمsubscriptionAvailable

کتاب توکل؛ ضابطه حرکت بر صراط مستقیم

۴.۴(از ۹ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
عبدالحمید دیالمه
publisherانتشارات:
نشر معارف
categoryدسته‌بندی:
کلام و عقاید

قیمت:

۳۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

از امام‌رضا (ع) پرسیدند «ما حَدُّ التَّوکل؟» (حد توکل چیست؟) امام (ع) آنجا شرح می‌دهند: «فَقال لی: اَن لا تَخافَ معَ اللهِ اَحَداً» (حد توکل این است که از هیچ کس به‌جز خدا نترسید.)
سیدعلی فرمانده ام
۲۴
ما می‌خواهیم نقاط اتکای پراکنده را در یک نقطه متمرکز کنیم؛ لذا توکل را انتخاب می‌کنیم.
سیدعلی فرمانده ام
۹
به‌همین دلیل است که نمی‌توانیم با اتکای به خلق از این مسیر باریک‌تر از مو عبور کنیم. کسی‌که خودش شنا بلد نیست که نمی‌تواند دیگری را نجات بدهد؛ یعنی نه‌تنها نجاتش نمی‌دهد، بلکه باعث خفه‌شدنش هم می‌شود. پس دعوا بر سر این است. قدرتی که شایستگی آن را داشته باشد که بتوان به آن اتکا کرد، کیست و نقطهٔ اتکا کجا باید باشد؟ به‌همین دلیل این آیهٔ قرآنی که تلاوت کردم، از نقطهٔ اتکا صحبت کرده است و از قول مؤمنان چنین می‌گوید که سزاوار نیست ما بر خدا توکل نکنیم؛ چون همانند آن نهال نوپا کج خواهیم شد
mohammad safari
۸
امام‌رضا (ع) می‌فرمایند: «به‌جز خدا از کس دیگری نترسید.» وقتی با این سخن مواجه می‌شویم، می‌گوییم ما هم از کسی نمی‌ترسیم. اما اگر با دقت نگاه کنیم، تعداد بسیاری از این نوع ترس‌ها را می‌توانیم بشماریم
Sobhan
۸
نمی‌توانیم فردی بی‌جهت باشیم. حتماً جهتی داریم؛ اما بعضی از جهت‌ها را کتمان می‌کنیم و دربارهٔ برخی از آن‌ها حرف می‌زنیم.
سیدعلی فرمانده ام
۷
بنده فکر می‌کنم که بزرگ‌ترین آفت ایجادشده بعد از انقلاب این است که ما عموماً به‌دنبال آن هستیم که در مدت کوتاهی، علامه بشویم و دربارهٔ همهٔ مسائل هم نظر بدهیم، بدون اینکه وقتی را برای یادگیری آن مطالب صرف کنیم.
محمد
۷
اگر قرار شد که از روی مسیری حرکت کنیم که از مو باریک‌تر و از لبهٔ شمشیر بُرّنده‌تر است، باید همهٔ نیروها در یک نقطه متمرکز بشود و یک مرکز ثقل داشته باشد تا سقوط نکنیم و داشتن یک مرکز ثقل امکان‌پذیر نیست، مگر در اسلام و مگر در اعتقاد به خدا.
آمرلی
۵
ما این جرئت را نداریم که از افکار و عقاید خودمان دفاع کنیم. سعی می‌کنیم سرمان را به یک بازی گرم کنیم؛ یعنی ما این چیزهایی را که می‌گویید، نشنیدیم. او همهٔ ارگان‌ها و ضوابط و خصوصیات را زیر سؤال می‌برد و به همه حمله می‌کند؛ ولی ما در مقابلش جواب نمی‌دهیم، مگر اینکه چند نفر دیگر همراه ما باشند. چرا جایی‌که هفت‌هشت‌ده نفر دیگر از همفکران ما هم هستند، حرف می‌زنیم؟ زیرا ابتدا در ذهنمان از هریک از آن‌ها نقطهٔ اتکایی ساخته‌ایم و حالا احساس می‌کنیم می‌توانیم به آن‌ها اتکا کنیم. جایی‌که تک باشیم، حرف نمی‌زنیم.
Sobhan
۴
وقتی متوجه شدیم که انسان بُعد و جهت دارد، خواهیم فهمید که جملهٔ «من بی‌طرفم» چقدر بی‌ربط است. اصلاً انسان بی‌طرف پیدا نمی‌شود. نه وجود انسان و نه جسمش و ذهنش و فکرش، هیچ‌یک، ممکن نیست بدون جهت باشد. اصلاً امکان‌پذیر نیست، مگر اینکه آن فرد دیوانه باشد. فرد دیوانه ممکن است در عوالمی باشد که آن هم برای ما ناشناخته نیست. پس نمی‌توانیم فردی بی‌جهت باشیم. حتماً جهتی داریم؛ اما بعضی از جهت‌ها را کتمان می‌کنیم و دربارهٔ برخی از آن‌ها حرف می‌زنیم.
Sobhan
۲
هنگامی‌که در مجموعهٔ طرز تفکر اسلامی‌شیعی به این مطلب می‌رسیم که سررشتهٔ تمام حرکات و افعال به یک محور و قدرت بازمی‌گردد، درنتیجهٔ این تفکر، نوزادی متولد می‌شود که نامش توکل است.
محمد
۲
مفهوم توکل نقطهٔ اساسی مقابلهٔ با استعمار و نیروهای سلطه‌گر به‌شمار می‌آید
مقدامة
۱
علت اینکه دانش‌آموزان به گروه‌های انحرافی گرایش پیدا می‌کنند، چیست؟ دلیلش این است که در این گروه‌های انحرافی هیچ‌گاه به افراد نمی‌گویند کتاب بخوان. از روز اول این فرد مثلاً رهبر نقطه‌ای می‌شود. رهبری را به او می‌دهند، فرماندهی به او می‌دهند و او هم دنبال آن فرماندهی‌اش می‌رود. تا آخر هم به او نمی‌گویند این کتاب را بخوان، آن را نخوان. این کار را انجام بده. هیچ، بعد هم برایش زمینه‌های کنجکاوی ایجاد می‌کنند. این‌ها همه نوعی بازی است، اما اثر روانی دارد. مثلاً به او می‌گویند: شما که پلهٔ اول هستی، می‌توانی تا پلهٔ سوم بیایی؛ اما اگر به پلهٔ سوم رسیدی، حتی اگر یک چیز خیلی مهم و حیاتی هم دستت بود، باید آنجا بایستی و صدا کنی تا دیگران بیایند آن را از شما بگیرند.
چڪاوڪ [deranggah@]
۰
شما که روی پلهٔ سومی،‌ تا پلهٔ پنجم می‌توانی بیایی و به همین ترتیب. درنتیجه به‌صورت طبیعی این فرد تصور می‌کند کار مهمی انجام می‌دهد که تا پلهٔ سوم بیشتر نمی‌تواند برود؛ چون «اَلانسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنِعَ». انسان به‌دنبال آنچه منعش می‌کنی، می‌رود.
چڪاوڪ [deranggah@]
۰
بهترین شکل آن را در کودکان می‌توانیم ببینیم که ایجاد ذهنیتشان خیلی فطری است؛ یعنی رفتارشان بیشتر براساس فطرت است. امتحان کنیم ببینیم در مقابل چیزی که از آن منع شده است، چه واکنشی نشان می‌دهد. اگر اسباب‌بازی بخریم و کادوپیچش کنیم و در مقابل چشم او ولی دور از دسترسش قرار دهیم، می‌پرسد آن چیست؟ به او می‌گوییم به این دست نزن؛ اما او به هر قیمتی شده است، باید آن را به‌دست بیاورد و باز کند، ببیند درون آن چیست.
چڪاوڪ [deranggah@]
۰
مشابه همین روش را در سیستم‌ها و گروه‌های تشکیلاتی ایجاد کرده‌اند. حتی در سطوح پایین هم ما نمی‌توانیم او را به کتاب‌خواندن ترغیب کنیم؛ اما اگر از گفت‌وگو شروع کنیم و این دائم در جاهای مختلف زیادتر بشود، می‌توان امیدوار بود که کاری از پیش برود.
چڪاوڪ [deranggah@]
۰