جملات زیبا از متن کتاب از خود بیگانگی جامعه (الیناسیون) | طاقچه
تصویر جلد کتاب از خود بیگانگی جامعه (الیناسیون)subscriptionAvailable

کتاب از خود بیگانگی جامعه (الیناسیون)

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
عبدالحمید دیالمه
انتشارات: 
نشر معارف

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بیوتن
۶
امام علی (ع) فرمود: «إضرِبُوا بَعضَ الرَّأی ببَعضٍ یَتَولَّدُ مِنهُ الصَّوابُ, وامخَضُوا الرَّأی مَخْضَ السِّقاءِ یُنتِج سَدیدَ الآراء» (نظرات گوناگون را به یکدیگر بزنید تا آنچه صواب است به دست آید و اندیشه‌ها را همانند به هم زدن مَشک برای گرفتن کره به هم زنید تا آرای صحیح و استوار حاصل آید). (شرح غرر الحکم، ج ۲، ص ۲۶۶)
بیوتن
۴
آقای سارتر با کمال وقاحت این مطلب را مطرح می‌کند: «ما روشنفکرها، عملاً اندیشمندان جوامع شرقی را به جوامع خود می‌آوردیم، فرمول‌های دلال‌مآبانه به آنها می‌آموختیم، طرز تفکر خود را به آنها القاء می‌کردیم؛ سپس آنها در کشور خودشان، مانند بلندگوهای ما رفتار می‌کردند و طبق خواست و نظر ما عمل می‌نمودند»
خامنه ای رهبرم💗
۴
قرآن، رئوس کلی مطالب را فرموده است، اما تأویل مطالب را نمی‌توانید فقط از قرآن به‌دست بیاورید؛ مثلاً آیه قرآن می‌فرماید: «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسِرُ». إِنَّمَا برای حصر است! آیا می‌توانیم این آیه را این‌گونه معنی کنیم که فقط و فقط شراب و قمار حرام است و چیز دیگری حرام نیست؟!
بیوتن
۲
اگر تصور کنیم که شخص روشنفکر آمده است تا ما مانند فیلم عکاسی در برابرش بایستیم و فقط از او رنگ بگیریم، بزرگ‌ترین خیانت را به او کرده‌ایم. این تفکر، یعنی او یک سیستم برده‌داری فکری ایجاد کرده است تا افراد قالبی از او را در خود بسازند و همیشه برده‌اش باشند. اما مخالف این جریان چیست؟ اگر ما این‌گونه بپذیریم که او آمده است تا به ما جهت دهد و بگوید: «من چند پله آمده‌ام و پله‌های دیگر را خودتان باید طی کنید»، آن‌گاه شما همه مطالب را مطالعه می‌کنید، می‌اندیشید، برداشت خود را از آن دارید و در جامعه اثرگذار خواهید بود.
Era
۰
آقای سارتر با کمال وقاحت این مطلب را مطرح می‌کند: «ما روشنفکرها، عملاً اندیشمندان جوامع شرقی را به جوامع خود می‌آوردیم، فرمول‌های دلال‌مآبانه به آنها می‌آموختیم، طرز تفکر خود را به آنها القاء می‌کردیم؛ سپس آنها در کشور خودشان، مانند بلندگوهای ما رفتار می‌کردند و طبق خواست و نظر ما عمل می‌نمودند».
کاربر شماره‌ی صفر
۰
«خدایا، عقیدهٔ مرا از دست عقده‌ام مصون بدار!» (الهی آمین!)
کاربر شماره‌ی صفر
۰
انسانی که در حال شدن است، به‌مرور چیزهایی در درونش ظهور می‌یابد که احساس می‌کند آن‌ها جزء وجودی خود اوست و بخش‌هایی را که از وجود او خارج شده‌اند، از یاد می‌برد.
کاربر شماره‌ی صفر
۰
برای تسلط بر ماشینی که خودش ساخته است، از خود نقشی ندارد.
کاربر شماره‌ی صفر
۰
«فداکردن آسایش زندگی، برای تهیه وسایل آسایش زندگی!» ما آسایش‌های خود را برای به‌دست آوردن وسایل آسایش، از دست می‌دهیم. این دورِ حماقت، مبنای آسایش در حکومت ماشینیسم بر جوامع غربی بود. انسان به‌مرور احساس کرد به‌سمت پوچی می‌رود. بسیاری از هنرمندان، اساس کار هنری‌شان را برای تفهیم این موضوع قرار داده‌اند.
کاربر شماره‌ی صفر
۰
«ما روشنفکرها، عملاً اندیشمندان جوامع شرقی را به جوامع خود می‌آوردیم، فرمول‌های دلال‌مآبانه به آنها می‌آموختیم، طرز تفکر خود را به آنها القاء می‌کردیم؛ سپس آنها در کشور خودشان، مانند بلندگوهای ما رفتار می‌کردند و طبق خواست و نظر ما عمل می‌نمودند».
کاربر شماره‌ی صفر
۰
نمایشنامه کرگدن، اثر اوژن یونسکو را دیده باشید. فردی به‌مرور خودش یکی از کرگدن‌های جامعه می‌شود و سپس تبلیغ می‌کند تا بقیه هم کرگدن شوند و همین اتفاق می‌افتد. اما یک نفر وجود دارد که می‌خواهد سالم بماند. یک فرد مریض! آن‌گاه همه می‌کوشند تا او را نیز کرگدن کنند! مرحوم دکتر شریعتی دراین‌باره مثال بسیار خوبی بیان کرده‌اند: «فردی به دهی می‌رود که همه اهالی آن به خارش تن مبتلا هستند -ببینید این مطلب درباره ما نیز صدق می‌کند- همه پیوسته خودشان را می‌خارانند، اما او سالم بود و خودش را نمی‌خاراند. به‌محض این‌که وارد دِه شد، پلیس دستگیرش می‌کند. می‌گویند: این مریض است و بیماری مسری دارد، چون در جمع ما کسی پیدا شده که تنش نمی‌خارد! باید او را به بیمارستان ببریم و معالجه‌کنیم تا مانند ما خودش را بخاراند».