داشتن یک رؤیای بزرگ، مهم است اما فقط داشتن یک رؤیا کافی نیست. تام مهمترین کار را هم انجام داده بود. او شروع کرد. با یک کار کوچک شروع کرد. فقط سوار دوچرخهاش شد و به سمت شمال رکاب زد. کاری که هم ساده بود هم آنقدر کوچک که هر کسی میتواند آن را انجام دهد اما از همه سختتر هم همین است: به فکر کارهای کوچک باشی تا مأیوس نشوی و کارهای کوچک را شوع کنی اما مطمئن باشی که واقعاً شروع کردهای. بقیهٔ کارها خودش آرامآرام درست میشود.
بزرگ فکر کن اما قدمهای کوچک بردار.