یا شهادت در راه آرمانهایمان، یا پیروزی! من راه سومی در زندگیام ندیدهام و بدان فکر نکردهام.
baraniam
۷
فتنه از وقتی آغاز شد که یهودیان مشاور و همنشین خلیفه شدند. یکی مثل تو، پیرمرد!
Yas Balal.جواد عطوی
۶
من بهخاطر خدا و پیامبرش، علی را دوست دارم.
Yas Balal.جواد عطوی
۴
کاش میشد این سینه را شکافت و جای تیرهای نامرئی را در آن دید.
Yas Balal.جواد عطوی
۳
کاش تو هم زن داشتی و میدانستی که وقتی این زنها به چیزی پیله میکنند یعنی چه!
Yas Balal.جواد عطوی
۳
کاش فرزندی داشتیم. آنوقت تو اینقدر تنها نبودی. شاید برای اینکه به چیزی تعلقی نداشته باشیم، خداوند نخواسته به ما فرزندی بدهد.
م.ظ.دهدزی
۳
مرگ در پی شما میآید و خود نمیدانید.
Faezeh_sadat
۱
یا شهادت در راه آرمانهایمان، یا پیروزی! من راه سومی در زندگیام ندیدهام و بدان فکر نکردهام.
Faezeh_sadat
۱
به هرجا که رفتی بگو مردی از خاندان بنیامیه، نام علی را با عشق فریاد میزد.
م.ظ.دهدزی
۱
- معلوم نیست علی با یارانش چه کرده که اگر زبانشان را از حلقوم بیرون بکشی، باز هم وفادار اویند.
م.ظ.دهدزی
۱
«تو به عشق علی اینهمه زجر میکشی و سختی تحمل میکنی. حالا هم از خدای علی کمک بخواه.»
مسافر
۱
معلوم نیست علی با یارانش چه کرده که اگر زبانشان را از حلقوم بیرون بکشی، باز هم وفادار اویند.
مسافر
۱
به هرجا که رفتی بگو مردی از خاندان بنیامیه، نام علی را با عشق فریاد میزد.
zahraa_mousaavii
۰
با آمدن اسلام، نیازی به عشیره و خون قبیله نیست.
zahraa_mousaavii
۰
معاویه نیرنگباز، سپاهیان دیگری را نیز، مخفیانه فرستاده است. سپاهیانی که نیزه نداشتند ولی همیانهای پر از سکه داشتند و با وزوزهای شبانه خود هر دل مستحکمی را به لرزه درمیآوردند.
Faezeh_sadat
۰
به هرجا که رفتی بگو مردی از خاندان بنیامیه، نام علی را با عشق فریاد میزد.
م.ظ.دهدزی
۰
- برادرم! عیار آدمی به باورهای اوست نه به اینکه فرزند چه کسی است و خویش کدام دودمان. تو خود بهتر از هرکسی میدانی که چه در دل داری و در کدام سو ایستادهای.
م.ظ.دهدزی
۰
زیر لب گفت: «تف بر تو دنیای فانی!» دیگر همدمی نداشت که رازهایش را به او بگوید و لحظههای تنهاییاش را با او سر کند.
م.ظ.دهدزی
۰
زندگی در این دنیای پر از نیرنگ بیارزش و ناقابل است.
م.ظ.دهدزی
۰
- به هرجا که رفتی بگو مردی از خاندان بنیامیه، نام علی را با عشق فریاد میزد.