او از همان اواخر دههٔ ۱۹۳۰ که دستیار کارگردان بود با منتقدان سر جنگ داشت. بهخصوص از این بدش میآمد که ایدههای بیربطی را به فیلمهایش نسبت میدادند و مینویسد: «چیزهایی که آنها مدعی دیدنش هستند آنقدر دور از ذهن است که آدم فکر میکند جنزده شدهاند.» فقط خونسردی ساموراییوارش او را تسکین میدهد. «به گمانم کاری از دست من برای منتقدان ساخته نیست.»