نگاهی نمادینتر میتوان گفت شب زمانی است که ما به درون تاریکی روح مانی سرک میکشیم: دور آتش در دشتهای وسیع، وقتی که زندگی پیشین خونبارش را به یاد میآورد، در بار گریلی پس از اینکه از بیل کوچولو کتک خورده است و در پایان، زمانی که میلش به انتقام از غرایز جنایتکارانهاش پرده برمیدارد.