جملات زیبا از متن کتاب اهالی اینجا | طاقچه
تصویر جلد کتاب اهالی اینجا

کتاب اهالی اینجا

روزنوشت‌هایی از بخش بانوان یک موکب اربعینی در کربلا

۳.۳(از ۱۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
زهرا آقازاده نژاد
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
خاطرات، سفرنامه

قیمت:

۱۳,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
بعضی آدم‌ها را باید شبیه سیب‌گلاب گاز زد؛ لطیف و دلچسبند. بعضی را هم از دور فقط تماشا کرد. آدم‌های هم‌جوار امام حسین علیه‌السلام عجیب بوی سیب می‌دهند، شبیه نوبرانه‌های بهاری.
samane
۵
از کودکی‌ام وقتی روضه حضرت عباس یا علی‌اکبر می‌خواندند از زیر چشم نگران مادرم را نگاه می‌کردم. نگران بودم واگویهٔ داغ جوانی زخمش را تازه کند. ولی تازه یاد گرفته‌ام میان این روضه‌ها کسی مراقب دلهای شکسته است. این آقا هر چه درد و رنج بوده برای خودش برداشته و که ما سهممان اندک باشد. شاید راز آنکه وقتی غرق غصه‌ای روضه و اسم این آقا دلت را آرام می‌کند همین باشد. اینجا همه حالمان خوب است.
سرباز۷۰۷
۲
آرامش اگر جسم بود اگر حجم داشت می‌شد این ضریح.
سرباز۷۰۷
۱
به قول دوستی (آقای قزلی)، نویسنده‌ها همیشه آدم‌های بیکاری به نظر می‌رسند!
hosseini mehr 1401
۱
امکانات از راه رسیده‌اند. شبیه خانه‌های نو داریم جاگیر می‌شویم.می‌دانیم ماندنمان کوتاه است پس باید قانع باشیم. سخت نمی‌گیریم. موکب یعنی راه یعنی در حرکت بودن. حرکت آدم را قانع می‌کند می‌دانی قرار نیست زیاد بمانی. ساکن شدن انسان را سنگین و پر توقع می‌کند. اینجا موکب امام حسین است. سبک و جاری.
سرباز۷۰۷
۰
شب‌ها زمان خوبی است برای روبه رویی با خودت. دیگر کسی نمی‌بیندمان جز خودمان. گاهی شب‌ها قیر می‌شوند سنگین می‌نشیند روی دلت. گاهی سبک است مثل حباب. شاید دلیل تاریک کردن برای روضه هم همین باشد. می‌خواهند با خودت خلوت کنی.
سرباز۷۰۷
۰
اگر احساسات رنگ داشتند فکر کنم هر جایی یک رنگ بودند. اینجا رنگ احساسات فرق می‌کند. روی همه چیز یک هاله سرخ رنگ کشیده‌اند. اینجا غم و نگرانی و دلتنگی سرخ است.
سرباز۷۰۷
۰
چگونه سر ز خجالت بر آورم بر دوست که خدمتی به سزا بر نیامد از دستم
کاربر ۱۵۰۸۸۲۲
۰
چگونه سر ز خجالت بر آورم بر دوست که خدمتی به سزا بر نیامد از دستم
کاربر ۱۵۰۸۸۲۲
۰
امام حسین(ع) مرزهای القاب و عناوین را جابه‌جا کرده‌است
فقیر
۰
(روش انتقال دین محبت است. خدا هم با دنیا را برای ما با محبت شروع کرده است با شیر مادر. ولی چرا ما تعامل دین را با استدلال شروع می‌کنیم. ما مسیر را اشتباه رفته‌ایم که نسل جدید راه را گم کرده‌اند. )
فقیر
۰
تاریکی شاید ماهیت اشیاء دور و برمان را تغییر ندهد ولی تصور ما را عوض می کند. بخاطر همین است که ابهامش ما را می‌ترساند.
۶۹
۰
.سرعت اتوبوس که بخاطر ترافیک کم می‌شود. مرد عربی می‌خوهد سوار شود. جوان عکاس اشاره می‌کند که اتوبوس جا ندارد.مرد اصرار می‌کند جوان می‌گوید (سیارهٔ النساء) مرد که این را می‌شنود پایش را از پلهٔ اتوبوس پایین می‌کشد و می‌رود.دلم می‌خواهد به مرد عرب بگویم چقدر جای ادبت در کربلا خالی بود.
۶۹
۰