البته تعیینکنندهترین انقلاب و روشنترین فرارَوی از میراث دوران باستان در پهنههای کیهانشناسی و اخترشناسی رخ نمود، هرچند بردِ آنها اغلب از دیدِ همروزگاران پنهان ماند. از آغاز سدهٔ پانزدهم، نیکلاس کوزایی فشار فلجکنندهٔ ارسطوزدگی را برداشت و به مخالفت با ایدهٔ جهانِ بستهای که به شکلی پایگانمند سامان یافته است برخاست و اعلام داشت که کیهان سپهری بیکران است که کانون آن همهجاست و پیراموناش هیچجا ـالبته چنین اعلامی صرفآ نظری بود. میتوان گفت که نیکلاس کوزایی بدینسان راه کوپرنیک (۱۴۷۳ ـ ۱۵۴۳) را هموار ساخت، کسی که دورهٔ فرمانروایی و چیرگی علم مدرن را گشود. کوپرنیک که بطلمیوس را میستود در پی تکمیل و بهسازی الگوی اخترشناس یونانی، به آنجا رسید که سیستم کاملا نوینی برای سیارهها پیش نهاد. کوپرنیک، در بخش دهم کتاب نامبردهاش، سیستم «خورشیدمرکزی» را در برابر سیستم «زمینمرکزی» بطلمیوس گذاشت که ازآن پس همگان به توافق با آن رسیدند. بر پایهٔ این سیستم، خورشید ثابت است و در کانون کیهان جای گرفته است،