یادش افتاد دلش برای چه چیز مدرسه تنگ شده بود: اینکه هر سال، چطور همهچیز را از اول شروع میکنی. دفترهای کهنه، مدادهای استفادهشده، پوشههای تاشدهٔ پر از برگههای امتحانی که گاهی نمرههای بد هم داشتند، همهٔ اینها مربوط به گذشته بودند. اینکه تو چه کسی بودی اهمیتی نداشت. مهم این بود که میتوانی چه کسی باشی.