حین بسته شدن پنجرهای، دوربین به سمت آن حرکت میکند. سپس بازیگر از قاب بیرون میرود و چراغ را خاموش میکند. هر وقت دوربینی رو به جلو تراولینگ کند، ما حس میکنیم بهزودی چیزی جدید خواهیم دید، بنابراین در این نما وقتی که بازیگر از دید خارج میشود و ما را با پنجرهای تاریک تنها میگذارد، تصور ما به هم میریزد و حسی غافلگیرانه از یک پایانبندی خلق میشود. اگر پنجره از قبل بسته میبود یا چراغ خاموش، اثرِ نما به همین اندازه قدرتمند نمیشد.