با گذشت زمان، تماس خود را با منشاء ضربهٔ روحیتان از دست میدهید، و از ریشههای علت آن جدا شده و آن را فراموش میکنید. اما یک روز، تمام آن آسیبها و تمام آن خشم مانند آتشی از شکم اژدها بیرون میزند _ و شما اسلحهای برمیدارید. و خشمتان را نه بر سر پدرتان _ کسی که مرده، فراموش گشته و در دسترس نیست_ بلکه بر سر شوهرتان خالی میکنید