جملات زیبا از متن کتاب مرگ و مرگ کینکاس | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرگ و مرگ کینکاسsubscriptionAvailable

کتاب مرگ و مرگ کینکاس

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۱۰ رأی)
پدیدآورندگان: 
ژرژه آمادو، قاسم مؤمنی
انتشارات: 
انتشارات خوب

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
AS4438
۷
این‌همه آدم زنده لخت‌اند، آن‌وقت این‌ها لباس نو را خوراک کرم‌های قبرستان می‌کنند...»
سمیه جنگی
۳
پروردگارا! چه اندازه رنج نصیب دختری می‌شود که با پدر لاابالی و وظیفه‌نشناسش امتحان می‌شود.
saeed_vadi
۲
زمانی که شخص می‌میرد، ارجمندترین و آبرومندترین حال و وضع دوران حیاتش را بازمی‌یابد، اگرچه مرتکب جنون‌آمیزترین اعمال شده باشد.
saeed_vadi
۲
هنوز جوان بود و غم و شادی بر دلش اثر می‌کرد.
saeed_vadi
۱
سه ماه آزگار از کودک سه‌ماهه‌اش مراقبت کرد. نوزاد جز سینهٔ مادر هیچ کم نداشت.
mrymbynii
۱
و اینجاست که باید گفت چه‌بسا سال‌ها پیش از نخستین مرگ جسمانی‌اش، چون از چشم خانواده افتاده، مرگ دیگری را نیز از سر گذرانده و سه بار مرده است
محمدرجا صاحبدل
۱
زمانی که شخص می‌میرد، ارجمندترین و آبرومندترین حال و وضع دوران حیاتش را بازمی‌یابد، اگرچه مرتکب جنون‌آمیزترین اعمال شده باشد. دست ناپیدای مرگ آلایش گذشته را از دامن متوفی می‌زداید و یاد او را بری از هر پلیدی و درخشان چون الماسی خوش‌تراش در اذهان باقی می‌گذارد.
سمیه جنگی
۱
عجیب بود: جزئیات زیادی از پدر به یاد نداشت. گویی هرگز نقش فعالی در خانه نداشت.
سمیه جنگی
۰
زمانی که شخص می‌میرد، ارجمندترین و آبرومندترین حال و وضع دوران حیاتش را بازمی‌یابد، اگرچه مرتکب جنون‌آمیزترین اعمال شده باشد.
سمیه جنگی
۰
زمانی که شخص می‌میرد، ارجمندترین و آبرومندترین حال و وضع دوران حیاتش را بازمی‌یابد، اگرچه مرتکب جنون‌آمیزترین اعمال شده باشد.
Sahia
۰
سال‌ها بود که هر روز دور هم جمع می‌شدند و هر شب تنگ هم می‌نشستند، جیب خالی یا پر، شکم سیر یا گرسنه، هم‌پیاله بودند و شریک غم و شادی.
Emily
۰
اشکی برایش نمانده بود که بریزد یا ناله‌ای که اتاق را پر کند. همه را نثار همان نخستین روزهای جنون کینکاس کرده بود؛ روزهایی که هزار بار کوشید او را نزد خانواده بازگرداند.