هفت پیکر
۱. شبانهی لیلی به بازخوانی قیس
بازو بگشا
ای فیروزه
بر چشمهای تاریکم
سپیدهدم از گور برخاسته
شبنم رنگی
بر پارههای مستولی افشان
چشمی گشوده میشود
هزار نیزه بر جوشن دریا
روان
قلب قیس یورتمه میرود
به دنبال آهو.
پلک بر هم بگذار
و در این دقیقهی آخر
که ماه
در کمین عقرب میخرامد
نگاهم کن و
نَفَسم را بیامرز.