گفتم: «بنگر.»
کومودوس و افرادش میتوانستند رویشان را برگردانند. این کار را نکردند. آنها از سر غرور و تکبر، این مبارزه را پذیرفتند.
بدنم داغِ داغ شد؛ هر ذرهٔ وجودم در واکنشی زنجیرهای برافروخت. مثل قدرتمندترین لامپ جهان، اتاق را غرق روشنایی کردم. به نور خالص تبدیل شدم.
کمتر از یکهزارم ثانیه دوام آوردم. بعد، جیغوداد شروع شد.