ما جمع مردگان پیش از مرگیم. رنجکشیدگان پیش از واقعه! نالهکنندگانِ پیش از درد. تاولها، بر پای هرکداممان مُهر هزاران راه رفته را نقش زدهاند. دستهایمان به رنگ خون آغشته شده و از سرخیاش، دیگر نمیتوانیم خطوط درهم سرنوشت را از کف دستانمان بخوانیم... قلبهایمان گواه سالها تحمل این صورتک زندگی، بر روی چهرهٔ زنده بودنمان است!