محمدرضا آنقدر با حسین احساس دوستی و صمیمیت داشت که حتی مسائل جنسی خود را با وی مطرح میکرد. یکی از این مسایل هنگامی پیش آمد که محمدرضا با یکی از دختران خدمتکار مدرسه لهروزه رابطهٔ نامشروع برقرار کرده در نتیجه دخترک باردار شد. محمدرضا به حسین التماس کرد کاری کند که این موضوع به گوش رضاشاه و سایر درباریان نرسد، در غیر این صورت پدرش پوست از کله او میکند. او نیز با یک داستان ساختگی که خانوادهاش در تهران در مضیقهٔ مالی هستند از مؤدبالدوله نفیسی (پیشکار محمدرضا در سوئیس) مبلغ پنج هزار فرانک گرفت تا به عنوان حقالسکوت به دختر بدهد.