به دستور پیامبر، دیوارهای کعبه که پر از نقش و تصویر اشباح و انسانها بود با آب زمزم شسته و پاک شد. پیامبر به علی فرمود: بتها را نابود کن علیجان!
علی بتهای بیرون کعبه را نابود کرد. به دستور پیامبر در کعبه باز شد. پیامبر و علی وارد کعبه شدند. پیامبر به بتهای ریز و درشت نگاه کرد. سپس گفت: بیا روی دوش من و بتها را سرنگون کن پسرعمو!
چه میفرمایید یا رسولالله، من از خدا حیا میکنم که روی شانههای شما باشم.
دستور را اطاعت کن علیجان!
علی بر دوش پیامبر ایستاد و تمام بتها را سرنگون کرد. مسلمانان هلهله میکردند. بتها زیرپای مسلمانان خرد میشد.