کنار رود سن میایستاد و اردکها را تماشا میکرد و یا گاهی هم رژهٔ بچههای مدرسهٔ ابتدایی لِوانت را میدید که دقیقاً رأس ساعت چهار بعدازظهر همراه مادران و پرستارهایشان بهسمت نانوایی محل میرفتند تا یک میانوعده بخرند که تا زمان شام آنها را سیر نگهدارد.