در واقع در بطن این خودآگاهی جدید، تعالی افکار، توانایی نویافتهٔ برخاستن وراءِ افکار و درک بُعد درون، نهفته که همواره وسیعتر از فکر بوده است.
پس از آن دیگر شما هویتتان، حستان از کسی که هستید را، از جریان بیوقفهٔ فکرتان نمیگیرید که در خودآگاهی قدیمتان خود را معادل با آن تصور میکردید. چه حس رهاییبخشی است فهمیدن این موضوع که « صدایی که در سرم میشنوم »، من نیست.