تمایلات و انگیزههایی که توسط خانواده طرد شدهاند از بین نمیروند؛ بلکه به شکل تصویری از منِ دیگر در زیر ناخودآگاه شخصی جمع میشود. این منِ دیگر همان چیزی است که یونگ آن را سایه مینامد، چون وقتی که یکی از اعضای یک جفت متضاد در «نور» خودآگاه قرار میگیرد، بخش مقابل که طرد شده به «سایه» ناخودآگاه وارد میشود.
از آنجا که محتویات یا ویژگیهای سایه به طور بالقوه بخشی از من در حال رشد بوده، هم چنان حامل احساس هویت شخصی هستند، اما از نوع طرد شده و پذیرفته نشده و معمولاً با احساس گناه همراه هستند. از آنجا که سایه در اوایل رشد از هویت من جدا افتاده، احتمال برگشت مجدد آن و ادعای بخشی از زندگی خودآگاه اضطراب ایجاد میکند.