«حروف» پراکنده
اصواتِ پریشونن
که در شاهراه حنجرههای زخمی، گم میشن.
حروف پراکنده
نیازهای اندکن
که از مُشتِ بیرَمَقِ «دلِ زائران حرم»، فرو میریزن.
حروف پراکنده
گاهی
سهم حنجرههای همدل و دلهای همصدا میشن؛ وقتی در آستانه حرم، تبدیل به تکرار اِحیای «دعای عهد» میشن.