داستان پسر بچهای را میگفت که همیشه یادش میرفت پایین پیراهنش را توی شلوارش بگذارد. هر چقدر مادرش گلایه میکرد، باز هم پیراهن پسرک از شلوار بیرون میماند. مادرش با یک کار ساده این مشکل را حل کرد. تصمیم گرفت یک تکه تور چیندار مخصوص لباسهای زنانه را به دنبالهٔ لباس پسرش بدوزد.
به این ترتیب پسرش انگیزه پیدا کرد که دیگر هیچوقت اجازه ندهد لبهٔ پیراهنش از شلوارش بیرون بیفتد. چرا؟ به خاطر ترس از شرمندگی.