بچه که بودم پدرم یاد داد
عشق بورزم به نبات و جماد
عشق به سوراخِ اُزُن فیالمثل
عشق به بوی خوش زیر بغل
عشق به انسان، به طبیعت، گیاه
عشق به ارتش، به بسیج و سپاه
عشق به همنوع، ولو دشمنت
عشق به هرکس شده، حتی زنت!
عشق به مفرد، به مثنی، به جمع
عشق به اینها که رساندم به سمع
تربیتم سیر صعودی گرفت
هیکل من رشد عمودی گرفت
ریش و سبیلی به هم آمیختم
زشت شدم، تیغ زدم، ریختم